سوگند خوردن :
سوگند خوردن نزد جوانمردان و عیاران بسیار باارزش و گرامی بود. سوگند عیاران به نان و نمک بود .
تازه واردی که قصد پیوستن به حلقه ی جوانمردان را داشت ، می باید نزد عیاران دیگر سوگند ید ی کرد که " خیانت نکند و بلا دوستان ایشان دوست باشد و با دشمنان شان دشمن ، وتا پای جان در راه رسیدن به مقصود آنان فداکاری کند ."
در داستان سمک عیار آمده است : عیاران با هم سوگند یاد می کنند که : " با هم یار باشیم و دوستی کنیم و به جان از هم بازنگردیم و مکر و خیانت نکنیم و رضا بدهیم و کار به مراد یکدیگر کنیم ."
دیگر مورد سوگند خوردن نزد عیاران و جوانمردان به جز نان و نمک ، عیارت بود از : " به یزدان دادار ، به پروردگار ، به اصل پاکان و نیکان ، به جان پاکان و راستان ، به روان پاکان ، به نان و نمک مردان ، به مردان عالم ، به محبت جوانمردان ، به قدح مردان ، به سر تو که عزیز است ، به نور و نار ، به زند و پازند و مانند این ها ... بوده است .
این گونه قسم خوردن را می توان در داستان های رموز حمزه ، اسکندر نامه ، امیر ارسلان رومی و ... مشاهده کرد ، امروزه نیز نمک خوردن جزو اصطلاحات عامیانه و ورزمره مردمان شده و سوگند به نان و نمک ، هم چنان به عنوان پایبندی به عهد و پیمان و به قول در میان مردمان رایج است و معنایی مقدس و معنوی به خود گرفته است .
* نان و نمکت در چشمم است ؛ ارزش بزرگ منشی تو را در نظر دارم .
* نان و نمکم چشمت را بگیرد ؛ یعنی مروت و جوانمردی را از یاد نبر .
* فلانی دستش نمک ندارد ، یا که فلانی نمک خورد و نمکدان را شکست . ؛ نگه نداشتن حق نان و نمک را یادآوری می کند.
میان بستن :
از دیگر آداب عیاران میان بستن " آیین شد" بود که نشان شجاعت و خدمت گزاری محسوب می شد . عیاران پیش بندی به نام " نوطه یا محزم " به کمر می بستند که نشان از به کارزار رفتن داشت .
سراویل پوشیدن :
عیاران لباس مخصوصی به نام " لباس الفتوت " داشتند ، در این لباس ، بالاتنه ای برهنه بود و شلواری به نام " سراویل " به پا داشتند . سروایل یا شلوار فتوت پوشیدن نشانه ی پاکی و دوری گزیدن از لذات نفسانی بود . سرانجام پس از نوشیدن و بستن و پوشیدن ، شخص می توانست وارد گروه جوانمردان و عضو جامعه ی جوانمردان و عیاران شود.
ورزش های عیاران و جوانمردان :
الف: ورزش هایی که بین عیاران و سپاهیان مشترک بود ؛ مانند : اسب سواری ، مهارت در به کار بردن سلاح ، ناوک اندا زی ، اصول و فون کشتی گیری و پهاوانی .، تیراندازی
ب: ورزش ها و تمرین هایی که مخصوص عیاران و جوانمردان بود و هر جوانمرد و عیار پیشه ای موظف به فراگرفتن آن بود ؛ مانند :
کمند اندازی ، داربازی ، بالارفتن برفراز دیوار ، در تاریکی فعالیت کردن ، شب روی و شب گردی ، تحمل به ضربه و شکنجه ، آموختن انواع شطاری و طراری ، کارنامه بری و اخفای سند .
پایان کلام ؛ " بدان که جوانمردان و عیاران ، آن بود که او را چند گونه هنر باشد ، دلیر و مردانه بود، هر کاری بردبار باشد ، به کس زیان نرساند و زیان خود به سود دوستان روا دارد ، به عهد خود وفادار باشد ، از اسیران دست بکشد و به بیچارگان ببخشاید ، بدان را از بد باز دارد ، راست گوید و راست شنود ، از تن خود داد و عدل بدهد ، بر آن سفره که نان خورده باشد ، بد نکند ، نیکی را به بدی مکافات نکند و زبان را نیک نگه دارد ، بلا را راحت بیند .
و " چون نیک بنگری ، بازگشت این همه چیز ها به سه شرط باشد : اول خرد ، دوم راستی ، سوم مردمی ..."
پایان .
منابع جهت مطالعه ی بیشتر :
1-آیین جوانمردی ، هانری کربن ، ترجمه ی احسان نراقی
2- سمک عیار ،فرامرزبن خدادادبن عبدالله الکاتب الارجانی.
3- فتوت نامه ، شهاب الدین سهروردی .
4- آداب عیاری ، غلام حیدر
5- آیین جوانمردی ، قزبان واسع.
6- قابوس نامه ی عنصرالمعالی .
پی نوشت ها :
* سلام
* امروز 14 تیرماه" روز قلم" نام گذاری شده ، این روز را به تمام صاحبان قلم و نویسندگان عزیز تبریک می گویم .
* فردا 13 رجب المرجب ، سالروز تولد امیر مومنان حضرت علی بن ابی طالب ( ع) و " روز پدر " را به همه ی مردان سرزمینم به خصوص " پدران عزیز" تبریک می گویم .
* این شعر هم تقدیم به همه ی " پدران عزیز" :
ای باغبان گلشن مهر و وفا پدر / وی سایبان دلکش بستان ما ، پدر
دل تشنه ی محبت و محتاج مهر تو / ای ابر پر طروات لطف و صفا پدر
فرزانگان ز روی ادب بوسه می زنند / بر آن دو دست لایق مشکل گشا ،پدر
باغ جنان به سایه ی مهرت نمی خرم / جنت کجا؟ و سایه ی مهرت کجا ، پدر ؟
آن گه که دست و پای تو را بوسه می زنم . /آمد به گوش جان زملایک ندا ، پدر
گلبانگشان ز عرش حق این گونه می رسد/ " دارد سعادت آن که وفا کرد با پدر "
جز در پی رضای تو ، خیری ندیده کس / گویی قلم نهاده به دستت قضا پدر
صدبار اگر فدیه کنم جان برای تو / هرگز نگشته حق تو از من ادا پدر
بر طول و عمر و عزت و شادی ات " امید" / هر روز و شب گشاده دو دست دعا پدر



