تبليغاتX

سایت نیازمندیها X
معلّم

معلّم



پس از تلبیه و تکبیر احرام ، عازم سرزمین وحی شدیم و شام را در اتوبوس صرف کردیم ؛  ساعت 2 شب  به مکه رسیدیم  پس از استراحت در روز جمعه ساعت 5 صبح صبحانه ای مختصر صرف شد و همه با هم به مسجدالحرام رفتیم .
چه بگویم و چگونه توصیف کنم اولین دیدار کعبه را ؟! آن هنگام که با ذکر تلبیه وجود را از آلودگی های جسمانی و مادی پاک  کرده و میدان فعالیت قوای حیوانی از کار افتاده و محیط بی آلایش انصاف و وجدان پاک شد . کم کم روح تشنه  آماده ی وصال معشوق می شود و با فروریختن مروارید غلتان اشک باردیگر دل را  صفا بخشیده و آماده ی حضور حق می نماییم . پس با توکل بر خداوند متعال با ذکر صلوات و سجده به درگاه آن معبود  لایزال ، دو رکعت نماز تهیت مسجد به جا آورده و اماده ی انجام مناسک عمره می شویم  و از روبروی حجرالاسود  با ذکر سه تکبیر (  الله اکبر ! الله اکبر !  الله اکبر ! )  و نیت عمره ی مفرده  کم کم به   دریای مواج انسانیت  می پیوندیم  . در دور اول همراه با رییس کاروان و حاج آقا حق خواه دعای مخصوص طواف را که از قبل تهیه و در اختیار کاروانیان قرار داده شده با هم می خوانیم ؛ ولی کم کم بین افراد فاصله می افتد به گونه ای که هر کس تک تک و برای خود طواف را انجام می دهد و دعاهای مربوطه را می خوانیم و پس از هفت دور طواف پشت مقام ابراهیم  نماز طواف را به جا آورده و همه با هم به سوی کوه صفا می رویم  و در پای کوه روبروی خانه ی کعبه می ایستیم و تسبیحاتی را که در کتاب مناسک  حج نوشته شده با هم می خوانیم ؛ و نیت می کنیم : « سعی بین صفا و مروه برای عمره ی مفرده به جا می آورم قربه الی الله  » . درباره ی وجه تسمیه ی صفا بعضی گفته اند :  « صفا را از آن جهت که سنگ بدون خاک و گل است و صاف و خالص است به نام صفا خوانده اند .» و در مقابل کوه مروه قرار دارد ، کوهی که گویند برای اولین بار حضرت « حوا بر بالای این کوه به درگاه خدا استغاثه و انابت  می کند و خداوند توبه اش را می پذیرد . »
هفت بار بین دو کوه صفا و مروه را با ذکر ادعیه و اذکار طی می کنیم . ( زنان  به صور ت راه رفتن عادی – اما در بعضی از جاها که با مهتابی سبز مشخص شده است مردان به حالت هروله « حالتی بین دویدن و راه رفتن – آن مسیر را طی می کنند » ) و برای اولین بار  که  به بالای کوه مروه رسیدیم در حق همه و ملتمسین  دعا می کنیم . و این مسیر را هفت بار می پیماییم . پس از سعی بین صفا و مروه  در محلی بر روی کوه مروه عمل تقصیر را انجام می دهیم ( تقصیر کوتاه کردن قسمتی از موی سر یا ناخن می باشد.) و با این عمل از احرام بیرون می آییم و تنها دو چیز هنوز برای ما حرام است – 1 همسر  2-  استعمال بوی خوش – که این محرمات  هم بعد از طواف نسا  و نماز طواف نسا  به پایان می رسد .
پس از سعی بین صفا و مروه باز هم هفت دور طواف با نیت « طواف نساء عمره مفرده » انجام داده و با نماز طواف که باز هم دورکت نماز پشت مقام ابراهیم است ،  از احرام به طورکامل بیرون می آییم .
با امید به قبول پروردگار و بخشش گناهان ...
روزهای بعد هم با حضور در مسجد الحرام و نماز تهیت مسجد ؛ هر روز به نیت بستگان و اموات و ملتمسین دعا ابتدا طواف مستحبی به جا آورده و سپس به خواندن نماز های مستحبی و قضا  می پراختیم .
روز یکشنبه همراه با گروه زیارت دوره داشتیم ؛ دیدار از مناطق و اماکنی که روزگاری  مسیر عبور پیامبر و یارانش بوده است و باز هم جای پای حضرت علی  (ع) در کنار پیامبر  به چشم می خورد .
 غار ثور( مبدا هجرت پیامبر اکرم (ص)  ، غاری که پیامبر را از دشمنان محفوظ داشت :
                  صدیق و مصطفی به حریفی درون غار / بر غار عنکبوت تنیدن گرفت باز
 مسجد عرفات ، جبل الرحمه ، ( کوهی در میان  صحرای عرفات با آن سنگ سفید بالای آن که به قول بعضی برای نوشتن حاجات آن جا قرار داده شده است .)  جبل النور ،   غارحراء ( مبدا بعثت پیامبر (ص)  ، مشعر الحرام ، منا ، رمی جمرات  ( البته با گذشتن از روی پل منطقه ای را از دور نشانمان دادند که محل رمی جمرات بود ) و در پایان قبرستان ابوطالب ... 
درباره ی غار حرا که خیلی دوست داشتیم  با اعضای کاروان به آن جا برویم ولی رییس کاروان  گفتند : « بردن کاروان  به غار حرا جزء  وظایف ما نیست واگر چنان چه کسانی بخواهند به آن جا بروند می توانند به صورت مستقل عمل کنند ( و دلیل کار خود را اولا خطرناک بودن مسیر و دوم وجود میمون های دست آموز که اجناس و کیف های حجاج را می زدند ، عنوان کردند .)  » ، بعضی از دوستان و هم کاروانیان با هم قرار گذاشتند و فردای ان روز 4 /3/ 88  به کوه حرا رفتند .
من هم با وجود آن که دوست داشتم ، این مکان وحی را از نزدیک  ببینم به دلیل شرایط جسمانی و کمردرد نتوانستم با آن ها همراه شوم . 
بعد از ظهر  روز 4 خرداد ماه  به مسجد تنعیم رفته و برای بار دوم  « محرم » شدیم تا بار دیگر عمره ای مفرده ی دیگر به جا آوریم و پس از محرم شدن نماز مغرب و عشا را همراه با جماعت حاضر در مسجد « تنعیم » به جا آورده و بعد از انجام فریضه ی نماز به مسجد الحرام رفتیم و اعمال عمره ی مفرد را به جا آوردیم .( به نیت ، پدر،  مادر ، اموات و ملتمسین دعا ... )
با عنایت به پذیرش از درگاه باریتعالی .
روز 5  خرداد ماه شرکت در نمازهای جماعت یومیه و شرکت در جلسات روزانه ی کاروان و باز هم حضور در مسجد الحرام و خواندن نماز های قضا ی یک شبانه روز ( 17 رکعت )  در 4 رکن  خانه ی کعبه .
6/3/88 آخرین روز اقامت ما در شهر مقدس مکه است ، با دلی گرفته و اندوهگین در مسجد الحرام نشسته و از درگاه خداوند متعال طلب غفران و آمرزش و قبولی طاعات و عبادات  را داریم و هر کس  نجوا گونه با خدای خود به راز و نیاز پرداخته و عقده ی دلها گشوده شده است ..
بین نماز ظهر و عصر که در مسجد الحرام  به عبادت مشغول بودیم  ، از   روسری ای که برای عمره به سر می کردم   چند دست لباس بچه گانه تهیه کردم به نیت چند نفر از دوستانی که بچه دار نمی شدند و همان جا با این نیت که خداوند به آن ها بچه ای سعادتمند و سالم عنایت کند ، آن ها را کوک  زده و طواف دادم .  ( خدا حاجت همه ی حاجت مندان را بر آورده به خیر بگرداند . )
کم کم روز و ساعت حرکت از مکه به جده و سپس با ایران فرا می رسد و باید برای زیارت و طواف واع به مسجد الحرام برویم ، سحرگاه روز 7 به مسجد الحرام رفته و تا 8 صبح آن جا ماندیم ،  پس از طواف وداع با حالتی تضرع آمیز به درگاه خدا استغاثه می بریم و از خداوند توفیق عبادت خالصانه و یقین قلبی داریم ، می خواهم همه ی زوایای کعبه را به خاطر بسپارم ، همه ی وجود چشم شده و با حالتی محتضرانه از قلب و دلم می خواهم تا توشه ای روحانی از این مکان مقدس بردارد و بار دیگر از خداوند مسئلت دارم تا بار دیگر سفر به سرزمین وحی را نصیبم گرداند .
روز 7 از  ساعت 8/5 صبح در هتل ماندیم تا اتوبوس ها  ما را به فرودگاه جده برسانند و بالاخره در ساعت  11 صبح راه افتایدم و ساعت  2 در فرودگاه جدّه بودیم ،  فرودگاه زیبا و مجهزی که  نظر هر بینده را به خود جلب می کرد ، ساعت پرواز ما 5 بعد از ظهر بود ، چند ساعتی در سالن ترانزیت فرودگاه معطل شدیم تا بالاخره  هواپیما با 2  ساعت  تاخیر  در ساعت 7 پرواز کرد .  و ساعت 9/5 در فرودگاه ایران بر زمین نشست .
        هنگام وداع تو  زبس گریه  که کردم    /   دور از رخ تو  چشم مرا  نور نمانده است .
 صبر است مرا چاره زهجران تو لیکن  /   چون صبر توان کرد که مقدور نمانده است

                                                                پایان .

پی نوشت ها :
1-    سلام
2-    امیدوارم این سفر روحانی و معنوی نصیب همه ی شما بشه  . ان شاء الله .
3-    این روزها بدجوری دلم هوای مدینه النبی و خونه ی خدا  رو کرده .
4-    ای حاجیان رفتید  چون در کوی دلبر  / دلبر پسندد قلب پاک و دیده ی تر .
5-    تا بعد ....



نویسنده : سياح پور - ساعت 22:0 روز دوم تیر 1388 | | لینک ثابت






Copyright © Site bus: سياح پور