پس از تلبیه و تکبیر احرام ، عازم سرزمین وحی شدیم و شام را در اتوبوس صرف کردیم ؛ ساعت 2 شب به مکه رسیدیم پس از استراحت در روز جمعه ساعت 5 صبح صبحانه ای مختصر صرف شد و همه با هم به مسجدالحرام رفتیم .
چه بگویم و چگونه توصیف کنم اولین دیدار کعبه را ؟! آن هنگام که با ذکر تلبیه وجود را از آلودگی های جسمانی و مادی پاک کرده و میدان فعالیت قوای حیوانی از کار افتاده و محیط بی آلایش انصاف و وجدان پاک شد . کم کم روح تشنه آماده ی وصال معشوق می شود و با فروریختن مروارید غلتان اشک باردیگر دل را صفا بخشیده و آماده ی حضور حق می نماییم . پس با توکل بر خداوند متعال با ذکر صلوات و سجده به درگاه آن معبود لایزال ، دو رکعت نماز تهیت مسجد به جا آورده و اماده ی انجام مناسک عمره می شویم و از روبروی حجرالاسود با ذکر سه تکبیر ( الله اکبر ! الله اکبر ! الله اکبر ! ) و نیت عمره ی مفرده کم کم به دریای مواج انسانیت می پیوندیم . در دور اول همراه با رییس کاروان و حاج آقا حق خواه دعای مخصوص طواف را که از قبل تهیه و در اختیار کاروانیان قرار داده شده با هم می خوانیم ؛ ولی کم کم بین افراد فاصله می افتد به گونه ای که هر کس تک تک و برای خود طواف را انجام می دهد و دعاهای مربوطه را می خوانیم و پس از هفت دور طواف پشت مقام ابراهیم نماز طواف را به جا آورده و همه با هم به سوی کوه صفا می رویم و در پای کوه روبروی خانه ی کعبه می ایستیم و تسبیحاتی را که در کتاب مناسک حج نوشته شده با هم می خوانیم ؛ و نیت می کنیم : « سعی بین صفا و مروه برای عمره ی مفرده به جا می آورم قربه الی الله » . درباره ی وجه تسمیه ی صفا بعضی گفته اند : « صفا را از آن جهت که سنگ بدون خاک و گل است و صاف و خالص است به نام صفا خوانده اند .» و در مقابل کوه مروه قرار دارد ، کوهی که گویند برای اولین بار حضرت « حوا بر بالای این کوه به درگاه خدا استغاثه و انابت می کند و خداوند توبه اش را می پذیرد . »
هفت بار بین دو کوه صفا و مروه را با ذکر ادعیه و اذکار طی می کنیم . ( زنان به صور ت راه رفتن عادی – اما در بعضی از جاها که با مهتابی سبز مشخص شده است مردان به حالت هروله « حالتی بین دویدن و راه رفتن – آن مسیر را طی می کنند » ) و برای اولین بار که به بالای کوه مروه رسیدیم در حق همه و ملتمسین دعا می کنیم . و این مسیر را هفت بار می پیماییم . پس از سعی بین صفا و مروه در محلی بر روی کوه مروه عمل تقصیر را انجام می دهیم ( تقصیر کوتاه کردن قسمتی از موی سر یا ناخن می باشد.) و با این عمل از احرام بیرون می آییم و تنها دو چیز هنوز برای ما حرام است – 1 همسر 2- استعمال بوی خوش – که این محرمات هم بعد از طواف نسا و نماز طواف نسا به پایان می رسد .
پس از سعی بین صفا و مروه باز هم هفت دور طواف با نیت « طواف نساء عمره مفرده » انجام داده و با نماز طواف که باز هم دورکت نماز پشت مقام ابراهیم است ، از احرام به طورکامل بیرون می آییم .
با امید به قبول پروردگار و بخشش گناهان ...
روزهای بعد هم با حضور در مسجد الحرام و نماز تهیت مسجد ؛ هر روز به نیت بستگان و اموات و ملتمسین دعا ابتدا طواف مستحبی به جا آورده و سپس به خواندن نماز های مستحبی و قضا می پراختیم .
روز یکشنبه همراه با گروه زیارت دوره داشتیم ؛ دیدار از مناطق و اماکنی که روزگاری مسیر عبور پیامبر و یارانش بوده است و باز هم جای پای حضرت علی (ع) در کنار پیامبر به چشم می خورد .
غار ثور( مبدا هجرت پیامبر اکرم (ص) ، غاری که پیامبر را از دشمنان محفوظ داشت :
صدیق و مصطفی به حریفی درون غار / بر غار عنکبوت تنیدن گرفت باز
مسجد عرفات ، جبل الرحمه ، ( کوهی در میان صحرای عرفات با آن سنگ سفید بالای آن که به قول بعضی برای نوشتن حاجات آن جا قرار داده شده است .) جبل النور ، غارحراء ( مبدا بعثت پیامبر (ص) ، مشعر الحرام ، منا ، رمی جمرات ( البته با گذشتن از روی پل منطقه ای را از دور نشانمان دادند که محل رمی جمرات بود ) و در پایان قبرستان ابوطالب ...
درباره ی غار حرا که خیلی دوست داشتیم با اعضای کاروان به آن جا برویم ولی رییس کاروان گفتند : « بردن کاروان به غار حرا جزء وظایف ما نیست واگر چنان چه کسانی بخواهند به آن جا بروند می توانند به صورت مستقل عمل کنند ( و دلیل کار خود را اولا خطرناک بودن مسیر و دوم وجود میمون های دست آموز که اجناس و کیف های حجاج را می زدند ، عنوان کردند .) » ، بعضی از دوستان و هم کاروانیان با هم قرار گذاشتند و فردای ان روز 4 /3/ 88 به کوه حرا رفتند .
من هم با وجود آن که دوست داشتم ، این مکان وحی را از نزدیک ببینم به دلیل شرایط جسمانی و کمردرد نتوانستم با آن ها همراه شوم .
بعد از ظهر روز 4 خرداد ماه به مسجد تنعیم رفته و برای بار دوم « محرم » شدیم تا بار دیگر عمره ای مفرده ی دیگر به جا آوریم و پس از محرم شدن نماز مغرب و عشا را همراه با جماعت حاضر در مسجد « تنعیم » به جا آورده و بعد از انجام فریضه ی نماز به مسجد الحرام رفتیم و اعمال عمره ی مفرد را به جا آوردیم .( به نیت ، پدر، مادر ، اموات و ملتمسین دعا ... )
با عنایت به پذیرش از درگاه باریتعالی .
روز 5 خرداد ماه شرکت در نمازهای جماعت یومیه و شرکت در جلسات روزانه ی کاروان و باز هم حضور در مسجد الحرام و خواندن نماز های قضا ی یک شبانه روز ( 17 رکعت ) در 4 رکن خانه ی کعبه .
6/3/88 آخرین روز اقامت ما در شهر مقدس مکه است ، با دلی گرفته و اندوهگین در مسجد الحرام نشسته و از درگاه خداوند متعال طلب غفران و آمرزش و قبولی طاعات و عبادات را داریم و هر کس نجوا گونه با خدای خود به راز و نیاز پرداخته و عقده ی دلها گشوده شده است ..
بین نماز ظهر و عصر که در مسجد الحرام به عبادت مشغول بودیم ، از روسری ای که برای عمره به سر می کردم چند دست لباس بچه گانه تهیه کردم به نیت چند نفر از دوستانی که بچه دار نمی شدند و همان جا با این نیت که خداوند به آن ها بچه ای سعادتمند و سالم عنایت کند ، آن ها را کوک زده و طواف دادم . ( خدا حاجت همه ی حاجت مندان را بر آورده به خیر بگرداند . )
کم کم روز و ساعت حرکت از مکه به جده و سپس با ایران فرا می رسد و باید برای زیارت و طواف واع به مسجد الحرام برویم ، سحرگاه روز 7 به مسجد الحرام رفته و تا 8 صبح آن جا ماندیم ، پس از طواف وداع با حالتی تضرع آمیز به درگاه خدا استغاثه می بریم و از خداوند توفیق عبادت خالصانه و یقین قلبی داریم ، می خواهم همه ی زوایای کعبه را به خاطر بسپارم ، همه ی وجود چشم شده و با حالتی محتضرانه از قلب و دلم می خواهم تا توشه ای روحانی از این مکان مقدس بردارد و بار دیگر از خداوند مسئلت دارم تا بار دیگر سفر به سرزمین وحی را نصیبم گرداند .
روز 7 از ساعت 8/5 صبح در هتل ماندیم تا اتوبوس ها ما را به فرودگاه جده برسانند و بالاخره در ساعت 11 صبح راه افتایدم و ساعت 2 در فرودگاه جدّه بودیم ، فرودگاه زیبا و مجهزی که نظر هر بینده را به خود جلب می کرد ، ساعت پرواز ما 5 بعد از ظهر بود ، چند ساعتی در سالن ترانزیت فرودگاه معطل شدیم تا بالاخره هواپیما با 2 ساعت تاخیر در ساعت 7 پرواز کرد . و ساعت 9/5 در فرودگاه ایران بر زمین نشست .
هنگام وداع تو زبس گریه که کردم / دور از رخ تو چشم مرا نور نمانده است .
صبر است مرا چاره زهجران تو لیکن / چون صبر توان کرد که مقدور نمانده است
پایان .
پی نوشت ها :
1- سلام
2- امیدوارم این سفر روحانی و معنوی نصیب همه ی شما بشه . ان شاء الله .
3- این روزها بدجوری دلم هوای مدینه النبی و خونه ی خدا رو کرده .
4- ای حاجیان رفتید چون در کوی دلبر / دلبر پسندد قلب پاک و دیده ی تر .
5- تا بعد ....


