تبليغاتX
سایت نیازمندیها X
معلم

معلم

مژده مژده شیعیان دامادی  مولا شده       بیت مولا با صفا از چهره ی زهرا شده

پیوند دو نور آسمانی در سایه ی رحمت الهی بر شیعیان مبارک باد .

پی نوشت ها :

1- سلام

2- این روزها همه جا پر از شور و شادی هست ، امیدوارم همه تون شاد و خوشحال باشید.

3- از همه ی دوستانی که اظهار لطف و محبت کردند ممنون و متشکرم . ببخشید اگر نتونستم محبتتون رو تلافی کنم . مدتی نمی تونم بهتون سر بزنم . ان شاء الله در اولین فرصت جبران می کنم . 

4- تا بعد ...




نویسنده : سياح پور - ساعت 18:52 روز بیست و هشتم آبان 1388 | | لینک ثابت


 


ایران دیرین





من لوح زرینم مرا مگذار و مگذر / من جان شیرینم مرا مگذار و مگذر

من سرزمین ایزد مهرآفرینم / من پاک و بی کینم ، مرا مگذار و مگذر

هر گوشه ی خاک من آتشگاه مهر است / رخشنده پروینم ، مرا مگذار و مگذر

من میهن ایرانی یکتا پرستم / من فوق تحسینم ، مرا مگذار و مگذر

بر تارک  من می درخشد نام زرتشت / او گشته آذینم ، مرا مگذار و مگذر

پندار و گفتار نکو ، کردار نیکو / شد رمز آیینم ، مرا مگذار و مگذر

من زادگاه کوروشم مهد خشایار / من مام گرگینم ، مرا مگذار و مگذر

از من کیومرث آمد و جمشید و رستم / هم شاه شروینم ، مرا مگذار و مگذر

نوشین روان ها زاده ام در بستر داد / من شهد نوشینم ، مرا مگذار و مگذر

صدها ستاره پرورنادم هم چو بابک / خدم چنان دینم ، مرا مگذار و مگذر

من خاستگاه مزدک  مردم  پرستم / ضدّ تموچینم ،  مرا مگذار و مگذر

از مازیارم مهر میهن  خوشبیاموز  / وز قهر افشینم ، مرا مگذار و مگذر

من با بزرگی ، دادخواهی ، دانش و مهر /  چون ویس و رامینم ، مرا مگذار و مگذر

  در عرصه ی شطرنج تاریخ جهانی  / برتر ز فرزینم ، مرا مگذار و مگذر

فردوسی از من ، سعدی از من ، حافظ از من / گلزار نسرینم، مرا مگذار و مگذر

من قبله گاه پاک دینان جهانم / ایران دیرینم ، مرا مگذار و مگذر

بر چهر من نقش است داغ صد سیاوش / اکنون که غمگینم، مرا مگذار و مگذر

من واژه ی عشقم ، که می مانم به عالم / پژواک آمینم ، مرا مگذار و مگذر

فرهاد گون  با کوه سختی ها تو بستیز / من مهد شیرینم ، مرا مگذار و مگذر

   من چهره ی امیدم و خواهند پاکان / پیوسته رنگینم ، مرا مگذار و مگذر


« استاد مصطفی بادکوبه ای هزاوه ای »


پی نوشت ها :

1- سلام

2- من فکر می کنم در این شعر که از زبان کشور عزیزمان « ایران» سروده شده ،مخاطبان اصلی «استاد شفیعی کدکنی » ها هستند. شما چی فکر می کنید؟

3-
وطن يعني  چه آباد  و  چه ويران
وطن يعني همين جا يعني ايران

4 -  مرد پاك را نيز زندگي و زمان تنها نمي گذارد 
      زندگي از او دفاع مي كند 
      زمان تبرئه اش مي كند
      پليدان هرگز پاكدامني رانمي توانند آلود
      هر چند سنگ ها را بسته و سگ ها را رها كرده باشند ! ( دکتر علی شریعتی )

5 - تابعد...

نویسنده : سياح پور - ساعت 17:42 روز چهاردهم آبان 1388 | | لینک ثابت






یار دبستانی من ، با من و همراه منی

چوب الف بر سر ما، بغض من و آه منی

حک شده اسم من و تو، رو تن این تخته سیاه

ترکه ی بیداد و ستم ، مونده هنوز رو تن ما

دشت بی فرهنگی ما هرزه تموم علفاش

خوب اگه خوب ؛ بد اگه بد ، مرده دلای آدماش

دست من و تو باید این پرده ها رو پاره کنه

کی میتونه جز من و تو درد مارو چاره کنه ؟

پی نوشت ها :

1- سلام
2- فردا سیزدهم آبان ماه  روز دانش  آموز بر دانش آموزان و دانشجویان عزیز مبارک باد.

3- امروز  آقای « مسعود رسام » سازنده ی « خانه سبز » در  جایگاه ابدی اش  به خاک سپرده شد . روحش شاد و یادش گرامی باد.

پیكر مسعود رسام امروز زیر نم‌نم‌ باران كه با اشك چشم دوستدارانش همراه بود، از مقابل خانه سینما به سمت خانه‌ی ابدی تشییع شد.



4- و چهاردهم آبان ماه روز فرهنگ عمومی می باشد، در سال 1372، شوراي فرهنگ عمومي كشور با هدف توجه بيشتر به مسائل فرهنگي استان هاي كشور و پيگيري مصوبات شوراي فرهنگ عمومي و شوراي عالي انقلاب فرهنگي در سطح استان ها نسبت به تأسيس و تشكيل شوراي فرهنگ عمومي در مراكز استان ها اقدام نمود كه هم اكنون، شوراي فرهنگ عمومي در مركز همه استان‌ها تشكيل شده است.
اين شورا در استان‌ها به رياست ائمه  جمعه و نايب رئيسي استانداران و دبيري مديران كل فرهنگ و ارشاد اسلامي استان‌ها فعاليت مي‌کند.

5- درجایی خواندم وضعیت شعر کودک مطلوب نیست ، وضعیت کدام یک از کتاب های تازه انتشار یافته مطلوب هست؟

معصومه انصاریان دبیر چهارمین جشنواره کتاب برتر کودک و نوجوان گفتند: « ضعف تالیف و غلبه ترجمه در حوزه کتاب کودک مساله‌ای است که دست اندرکاران این حوزه باید به فکر جواب آن باشند.»  خدا کنه مسئولان به این نکات توجه بیشتری داشته باشند .

6- تا بعد ...



نویسنده : سياح پور - ساعت 22:47 روز دوازدهم آبان 1388 | | لینک ثابت





دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی در سال ۱۳۱۸ دربخش كدكن شهرستان نیشابور در استان خراسان رضوی، چشم به جهان گشود. شفیعی کدکنی دوره‌های دبستان و دبیرستان را در مشهد گذراند و چندی‌ نیز به‌ فراگیری‌ زبان‌ و ادبیات‌ عرب, فقه،‌ کلام‌ و اصول‌ سپری کرد. او مدرک کارشناسی خود را در رشتهٔ زبان و ادبیات پارسی از دانشگاه فردوسی و مدرک دکتری را نیز در همین رشته از دانشگاه تهران گرفت.

شاید مسافران فرودگاه بین‌المللی امام خمینی (ره) هم نمي‌دانستند پیرمردی که چمدان به دست کنارشان ایستاده تا پله‌هاي هواپیما را بالا برود و برای همیشه با دلبستگی‌هاي سرزمین مادری‌اش خداحافظی کند، کسی است که فرهنگ این سرزمین مدیون سال‌ها از خود گذشتگی اوست و آنگاه ما اینگونه بی‌سروصدا از دستش داده‌ایم.

دنیای اقتصاد: شاید مسافران پنج‌شنبه شب فرودگاه بین‌المللی امام نمي‌دانستند آوازخوان «کوچه باغ‌های نیشابور» برای اینکه دیگر طاقت خیلی چیزها را نداشت مجبور شد اسباب اثاثیه‌اش را جمع کند و به رفتنی تن بدهد که یک عمر از آن گریزان بود.

پنج شنبه شب گذشته دکترمحمدرضا شفیعی کدکنی، شاعر و پژوهشگر برجسته، تهران را به مقصد آمریکا ترک کرد تا فصل تازه‌ای را در آغاز دهه هفتم زندگی‌اش پیش بگیرد، اما تردیدی وجود ندارد که صندلی خالی آقای دکتر، سال‌ها در دانشگاه تهران خالی خواهد بود و دانشجویان حسرت روزهایی را خواهند خورد که مثل برق از کنارشان گذشته است.

کسی شک ندارد که شفیعی کدکنی برای جامعه فرهنگی ایران ارزشمندتر از تصور خیلی‌ها بود؛ هرچند هیچ عکاس و خبرنگاری در فرودگاه حاضر نبود تا رفتن همیشگی او را به تصویر بکشد و کسی غیر از خانواده‌اش برای بدرقه او نرفته بود.

خبر رفتن شفیعی کدکنی به آن سوی آب‌ها زمستان گذشته دهان به دهان چرخید، اما کسی آن را جدی نگرفت

. ماجرا از این قرار بود که استاد در یکی از کلاس‌هاي درسش قصد خود برای عزیمت به خارج از کشور را مطرح می‌کند و از دانشجویان مي‌خواهد تا کارهای نیمه تمامی را که به او مربوط مي‌شود، انجام دهند.

آن روزها یکی از دانشجویان حاضر در آن کلاس خبر را با خبرنگار یکی از روزنامه‌ها مطرح مي‌کند و نگران اتفاقی است که قرار است شکل بگیرد.

رفتن شفیعی کدکنی آن روزها برای اولین بار در یکی از وبلاگ‌ها منتشر شد، ولی کسی جدی‌اش نگرفت. رسانه‌ها از یک طرف اصل خبر را شایعه نویسنده وبلاگ مي‌دانستند از طرفی دیگر نمي‌توانستند به راحتی از کنارش بگذرند. حتی همین اواخر یکی از نشریات تقریبا زرد یک بار دیگر به قول خودش به آن شایعه دامن زد و یادآور شد که خوشبختانه خبر تنها در حد شایعه باقی مانده است.

همه چیز همین‌گونه گذشت تا یکی از روزهای هفته گذشته فیض شریفی شاعر و منتقد شیرازی و از دوستان چهره بلند آوازه ادبیات ایران یک بار دیگر خبر رفتن شفیعی کدکنی را برای نویسنده همان وبلاگ تشریح کرد. انگار شفیعی کدکنی با تلفن از دوستانش خداحافظي مي‌کرد.

به هرحال آنقدر دست روی دست گذاشتیم و منتظر ماندیم تا بالاخره اتفاقی که نباید افتاد و شفیعی کدکنی به دعوت دانشگاه پریستون ترجیح داد زندگی‌اش را در آمریکا ادامه بدهد و در همان جا به تدریس بپردازد.

او اولین استاد برجسته‌ای نیست که رفتن را به ماندن ترجیح داد؛ اما تا این لحظه آخرین نفر از نسل طلایی اساتید ایرانی است که بیشتر از این ماندن را تاب نیاورد. شاید هم از مهم‌ترین استاد دانشگاه‌هاي ایران به شمار بیاید که تاکنون ترک وطن کرده است.

پنج‌شنبه گذشته شفیعی کدکنی آخرین لحظات تهران را با دوستان قدیمی‌اش مرتضی کاخی و محمد رضا حکیمی و خانواده‌اش گذراند.

انگار دعوت دانشگاه پریستون یکساله است، ولی چون شفیعی گرین کارت دارد قصد کرده سال‌هاي بیشتری را در آمریکا بگذراند. جامعه دانشگاهی ایران یکی از علمی‌ترین چهره‌هایش را از دست داد. برای آنهایی که مثل مرتضی کاخی یک عمر را با شفیعی گذراندند این روزها، به تلخی زیتون‌هاي رودبار مي‌گذرد.

حتما تا چند وقت دیگر که دانشگاه‌ها پس از تعطیلات تابستانی کار خود را شروع کنند روزهای تلخ دانشجویان دانشگاه تهران هم آغاز می‌شود که ناگهان با صندلی خالی استادی روبه‌رو خواهند شد که یکسال و اندی پیش بارها روی آن نشسته بود و خداحافظی قیصر را اشک ریخته بود.

مهرماه که بیاید تازه روزهای تلخ آغاز می‌شود و خیلی‌ها تنها مي‌ایستند و زمزمه مي‌کنند:

«به کجا چنین شتابان؟
به هر آن کجا که باشد، به جز این سرا، سرایم
«سفرت به خیر اما تو و دوستی، خدا را
چو از این کوير وحشت به سلامتی گذشتی،
به شکوفه‌ها، به باران

برسان سلام ما را»

منبع :    http://edunews.ir/index.php?view&sid=22979


پی نوشت ها :

1- سلام

2- هنوز هم نمی توانم این خبر رو باور کنم . آخه چرا ؟ فرار استادان و مغزها تا کی ؟ 

3- استاد ! به کجا چنین شتابان ؟

4- خیر سرمون می خواستیم این جمعه  رو که جشن هم بود ، خوش باشیم . 

5-  راستی کی  می دونه « چرا گزیده زاخوان خویش عزلت و بعد / چرا گرفته زایوان خویش راه فرار » ؟ 

6- نمی دونم چی بگم ، شاید « با هزار اندیشه در تدبیر کار / یافت کارش بر فرار آخر قرار . شاید !!

7- خدا کنه این آغاز راه استادان و اندیشمندان نباشه . خدا کنه .

8-  تابعد...



نویسنده : سياح پور - ساعت 13:2 روز هشتم آبان 1388 | | لینک ثابت






میلاد رأفت کبریا بر همه ی دوستداران  ولایت مبارک باد .

 

ساکن کوی رضا باش که این ابر کرم

 

سایه ی رحمت او بر سر سلطان و گداست

 

دامن ضامن آهو مده از دست که او

 

دوست را ضامن و فریاد رس روز جزاست

 

پی نوشت ها :

1- سلام 

2-

ای راهب کلیسا کمتر بزن به ناقوس 

خاموش کن صدا را نقاره می زند کوس

آیا مسیح ایران کم داده مرده را جان

بردار  جان خود را با ما بیا به پابوس 

آن جا که خادمینش از روی زایرانش

گرد سفر بگیرند با بال ناز طاووس 

3-  امروز، 29 اکتبر میلادی برابر با هفتم مهرماه روز کورش کبیر نامیده شده است، کورش کبیر همان پادشاهی که ایرانیان به دوران پادشاهی او افتخار میکنند و باور دارند که تمدن آنها در هزار و سیصد و چند سال خلاصه نمی شود، اکنون در سال 2567  (2567 سال پیش کورش کبیر تاج گذاری کرد و آن زمان به عنوان مبدا تاریخ ایران زمین شناخته می شود ) منبع موثقی که نشان دهد این روز چگونه و بر چه اساس به نام کوروش نامگذاری شده در دسترس نیست.

4-  این روزها بازار جشن و شادمانی  همه جا گرم است ، از جمله مدرسه ی ما هم با جشن و شادمانی  پیشاپیش  سالروز ولادت امام رضا (ع)  را گرامی داشتند .

5-  یکی از اقدامات زیبای همکاران آموزشگاه «کارودانش امام رضا » ختم 214 روزه ی قرآن کریم هست ، که شایسته ی تقدیره و در این اقدام توفیق اجباری قرائت قرآن نصیب من هم شده . خدا اجرشون بده.

6- فردا «روز نوجوان » نامیده شده ، این روز رو به همه ی نوجوانان  دیروز و امروز و فردا تبریک میگم.

7- تا بعد ...



نویسنده : سياح پور - ساعت 23:3 روز هفتم آبان 1388 | | لینک ثابت






Copyright © Site bus: سياح پور