
1 - سلام
2- استشمام عطر خوشبوی رمضان از پنجره ی ملکوتی شعبان گوارای وجود پاکتان باد .
3- هیچ می دونستید همه ی کتاب های آسمانی تو ماه مبارک رمضان نازل شده اند؟
4- روز اول ماه رمضان نزول کتاب مقدس « صحف » بر حضرت ابراهیم خلیل الله (ع) را گرامی میداریم
5- دعای رویت هلال ماه از زبان پیامبر اکرم ( ص) : پروردگارا اين ماه را بر ما نو گردان به امن و
امان و سلامت و اسلام، و تندرستى شايان تشكر، و روزى فراخ ، و بر طرف ساختن دردها و
ناملايمات، بار پروردگارا روزى كن ما را روزه و قيام براى عبادت، و تلاوت قرآن در اين ماه، و او را
براى ما سالم و تمام گردان، و او را از ما سالم بدار، و ما را در اين ماه سالم و تندرست فرما.
6- پیشاپیش 2 شهریور ماه سالروز بزرگداشت ابوعلی سینا و روز پزشک را به همه ی پزشکان
عزیز تبریک می گویم.
7- ماهی سرشار از برکت و رحمت و طاعات مقبول درگاه حق برایتان آرزومندم .
8 - تا بعد ...
قالب های شعر کهن پارسی
نحوه ی قرار گرفتن قافیه در شعرهای سنتی قالب های متفاوتی پدید می آورد .یکی از مهم ترین انواع شعر غنایی غزل است ؛
غزل در لغت به معنای سخن گفتن با زنان و عشق ورزی با ایشان ، حدیث عشق، عاشقیکردن، و عشقباختن است در اصطلاح ادبیات فارسی غزل قالبی از شعر است که در آن مصراع اول و مصراعهای زوج هم قافیه اند و حد معمول آن به طور متوسّط بین ۵ تا ۱۲ بیت میباشد. هر چند بعضی از شاعران تا نوزده بیت نیز گفته اند . ازآن روی که این گونه شعر، بیشتر، در بردارندهٔ سخنان عاشقانه بودهاست، شاعران فارسی آن را غزل نام کردهاند. ولی،گاهی تنها مغازله و عشق را در خود جای نداده است بلکه شامل مضامین اخلاقی و دقایق حکمت و عرفان و قلندریات و مسائل سیاسی نیز می شود و حتی گاهی آمیخته با مدح می شود. و بهمرور، و با ورود مفاهیم بلند اخلاقی و معانی دلآویز حکمت و عرفان در شعر فارسی، غزل از صورت پیشین آن بهدرآمد، و با اخلاق و عرفان در همآمیخت . اولین کسی که عرفان را وارد غزل کرد سنایی غزنوی بود .
استاد همایی می نویسد : اصطلاح غزل در قدیم مخصوص اشعار نایی و سرودهای آنگن عاشقانه بوده ست که با الحان موسیقی تطبیق می شده است و آن را غالباً با آواز می خوانده اند . در عدد ابیات و سایر خصوصیات نیز شرط و قیدی نداشت ، بعد ، آن را مترادف « نسیب » به کار بردند و تغزلات پیش آهنگ قصیده را به اسم غزل نامیدند همان تغزلی که پیشاهنگ قصیده بوده است و « تشبیب » امیده می شود.
غزل از لحاظ شکل و قافیه ی عروضی با قصیده یکسان است ، بیت اول غزل را نیز « مطلع » و بیت آخر را « مقطع » می نامند. که معمولاً شاعر در مقطع غزل نام شاعری خود « تخلص » را به کار می برد و از دوره ی مغول به بعد ، ذکر نام معمول شده است ، امّا سعدی در غزل های خود کمتر از نام خود استفاده کرده است .
آن چه باعث اطلاق نام غزل بر قالبی معین از شعر می شود در درجه ی اول موضوع شعر است نه قالب ظاهری آن ، چه اگر از لحاظ فنی به صورت غزل و از لحاظ معنی در موضوعی غیر از عشق و احساس و - مسائل اجتماعی و عرفانی - باشد در حقیقت غزل نیست و اگر شعری به شرح تمایلات عاشقانه و عارفانه باشد ولی در صورت ظاهر غزل نباشد ، باز هم می توان جزو غزلیات به شمار آورد .
تحولات در غزل :
استقبال و نظیره گویی از غزلیات نیز از هنرها و هنرنمایی های شاعرانه است ، هم چنان که گفتیم در اشعار تا قرن ششم ، هرجا سخن از غزل به میان آید منظور تشبیب یا تغزل است و چهره های درخشان تغزلات در این دوره رودکی ، فرخی ، عنصری و قطران تبریزی است .
موضوع تغزلات رودکی ، عشق بی پیرایه است و سادگی و صمیمیت و یک رنگی معشوق بسیار ساده است .
پس از رودکی ، مشخص ترین چهره ی تغزل سرایی ، فرخی است که در کار غزل بلکه در تمام فنون شعر با زبانی شیرین و احساسی لطیف سخن را به مرز اعجاز می رساند .
شعر فارسی تا پیش از ظهور سنایی ؛ مشتمل بر وصف و مدح و اشعار عاشقانه بوده است ، امّا با ظهور سنایی و بروز حوادث اجتماعی و سیاسی و فرهنگی خاص و ایجاد خانقاه ها و توسعه ی تفکرات عرفانی ، قدر قصیده و مدح و ستایش های بی دلیل شکسته شد و به همراه آن قالب قصیده نیز فروریخت و در نتیجه غزل جای آن را گرفت سنایی در غزل به جای سخن گفن از مغازله ها و عشق ورزی های زمینی ، در غزل های خود به عشق الهی و شور معنوی می پردازد و فصلی تازه در شعر فارسی آغاز می کند که به لحاظ مضمون ها و اهداف ، کاملاً با تغزلات گذشتگان متفاوت است . و در عهد مشروطه نیز مسائل اجتماعی و سیاسی به غزل راه می یابد و شاعران از این قالب برای بیان دردهای اجتماعی و مسائل سیاسی و اجتماعی خود می پردازند.
با ورود عرفان به غزل داستان نیز وارد غزل می شود ، غزل های عرفانی مولانا و تمثیلات زیبای او گویای مراتب تهذیب نفس و مراحل سلوک است که با ظهور حافظ به اوج خود می رسد .
در دوره ی صفویان با ورود سبک ندی یا اصفهانی به شعر ، غزل نوز هم قالب غالب بود ، امّا ترکیبات ناخوشایند و ردیف های دشوار و مضمون های پیش پا افتاده همراه با ورود واژه های نامأنوس ترکی و مغولی موجب تعقیدات لفظی شده و غزل را از استحکام پیشین خود دور می کند ، در قرن سیزدهم و چهاردهم دوره ی بازگشت ادبی تا انقلاب مشروطه شعران غزل سرا بار دیگر شیوه ی حافظ و سعدی و... را در پیش گرفتند و به تقلید از شاعران سبک عزاقی پرداختند ، هرچند مضامین و اندیشه ها تکراری بودند.
گروهی از شاعران معاصر در کنار دیگر اشعار و عزلواره های خویش با غزل سنتی نیز تفننی داشته اند و چهره ای تازه در غزل نمودار ساخته اند که هم از لحاظ غنایی و هم از حیث شیوه ی بیان تازه است .
در این گونه غزل ها با گونه هایی از عشق و احوال عاشقانه روبرو می شویم که نه تنها ابیات غزل را از استقلال معنی خارج می کند ، بلکه مانند آن را در غزلیات پیشین نمی توان یافت ، زیرا تخیلات در این غزل ها قوی است بلکه زبان و آهنگ در آن ها نیز جلوه ای تازه و خیال انگیز دارد . از این دسته شاعران می توان به کسانی چون ؛ توللی ، سیمین بهبهانی ، نادر نادرپور ، پروین دولت آبادی و هوشنگ ابتهاج و... نام برد.
انواع غزل های معاصر :
آقای دکتر فرشیدور معتقدند که غزل معاصر را می توان به اقسام زیر تقسیم کرد :
1- غزل تعلیمی : مانند غزل های عارف و عشقی ، لاهوتی ، و پروین که مسائل سیاسی و انتقادی را مطرح می سازد.
2- غزل سنت گرا ، یعنی غزلی که دارای زبان و تعبیرات قدیمی است .
3- غزل زنانه ، که احساسات زنان را در قالب غزل بیان می کند ، از آن جا که این کار در شعر فارسی برای اولین بار صورت می گیرد و نوعی بدعت و نوآوری است ، سیمین بهبهانی از پیشروان این شیوه است .
4- غزل به زبان امروزی که کلمات و ضرب المثل های عامیانه و امروزی را در غزل به کار می گیرند ، مانند غزل های لاهوتی و شهریار .
5- غزل هندی ، غزلیاتی است که به شیوه ی صائب ( سبک هندی ) است و نماینده ی آن در شعر امیری فیروزکوهی است .
6- غزل نو : نوعی از غزل است که هم زیبا و روان باشد و هم دارای بافتی تازه و تشبیه ها و تصویرها و ترکیباتی نو باشد که بی سابقه است ، مانند غزل نادرپور با مطلع :
7- برهنه بود و به کنجی فتاده پیرهنش / فروغ ماه در امواج زلف پر شکنش
8- غزل های هندی نو : که در آن هم بافت تازه و نو دیده می شود و هم پیچیدگی و اصطلاحات کهنه ، بعضی از غزل های توللی و سیمین بهبهانی از این نوع هستند .
غزلواره :
از انواع شعر معاصر است که بیشتر به لحاظ مضمون آن دارای اهمیت است وگرنه از لحاظ قالب اغلب با چهارپاره تفاوتی ندارد « ... در کنار غزلیات امروزی که به اشکال سنتی و رعایت موازین عروضی جلوه های جالبی ارند ، گونه دیگری است که با دارا بودن همان کیفیت غنایی و عاشقانه ولی فارغ از شکل بازشناخته ی غزلیات پیشین « غزلواره » نامیده می شوند و در آغاز با « افسانه» ی نیما جای خود را در ادبیات معاصر باز کرد ... این پایه گذاری در رشته و مسیر غزل ، با تغییر شکل ظاهری و شکسن وزن ، در بندرگاه های اوزان عروضی مسئله ی غزلواره را در روزگار ما مطرح ساخته است و گروهی به پیروی از نیما اندیشه های غنایی خود را در چنین اشعاری بیان نموده اند ، از شاعرانی که در سرودن غزلواره توفیق یافته اند می توان از توللی ، پرویز خانقی ، اخوان ثالث ، شاملو ، فروغ فرخزاد و فریدون مشیری نام برد .
غزلواره ای از پرویز خانقی :
پارینه ام ، پژمرده ام
هیهای من خاموش شد
کو بانگ تو کو های من
امروز من دیروز شد
کو شب شکن ، فردای تو
سردم ، غروبم ، مرده ام
خاکسترم ، خاکم ، گمم
کو آتش پیدای تو ...
پی نوشت ها :
1- سلام
2- غزل یکی از قالب های مورد علاقه ی منه ، به خاطر همین درباره ی اون بیشتر قلم فرسایی کردم . دوست داشتم شما هم درباره ی آن بیشتر بدانید .
3- یکی به پسرخاله ی من بگه این چه درس خوندنیه ؟ به همین زودی درس رباعی رو فراموش کردی؟
4- مارال جون ، متاسفانه تو مدارسی که من درس می دم شاگردانی که وضع مالی شون اجازه بده از اینترنت استفاده کنند کم هستند ولی یکی دوتایی از اون ها مطالبم رو می خونند
5- تا بعد ...
قالب های شعر کهن پارسی
نحوه ی قرار گرفتن قافیه در شعرهای سنتی قالب های متفاوتی پدید می آورد .
دلت با گلاب توجه بشوی / زبستان حق اولین گل ببوی
به یاد وجودی که گل بهر اوست / درودی به نام محمد (ص) بگوی
قصیده از واژه ی «قصد» گرفه شده است ، زیرا شاعر در سرودن این نوع شعر قصد موعظه ، مدح و سایش ، نکوهش یا وصف طبیت می کرده است .
در اصطلاح ادبی قصیده شعریست که بر یک وزن و قافیه با مطلع مصرّع و مربوط به یکدیگر می باشد . بدین معنی قصیده شعریست که کلیه ی ابیات آن در وزن و قافیه و ریف از بیت مصرع نخستین پیروی می کند . قصیده به طور متوسط بین سی تا پنجاه بی است ، امّا برخی شعران در سرودن آن از حد معمول فراتر تر رفته و با انتخاب قافیه هایی که حاصل استعداد شاعر در واژه گزینی بوده است ابیات فراوانی در این قالب سروده اند .
برای مثال فرخی در سرودن قصیده ی « فتح سومنات » 175 بیت دارد و قصیده ی قاآنی در نعت حضر علی (ع) 337 بیت دارد .
قصیده محدود به وزن خاصی نیست ، ولی اغلب از وزن ها و بحرهایی استفاده می کند که دارای هیمنه و شکوه مناسب با مضامین باشد.
درون مایه و مضامین در قصیده شامل اکثرموضوعات ادبی است ولی بیشتر مدح ، تقاضا ، هجو، حسب حال و وصف ، ماده تاریخ و مناظره ، وصف طبیعت و جوانی و... می باشد.
اقسام قصاید فارسی :
قصاید وصفی
قصاید مدحی
حبسیه ها
قصاید اخلاقی و اجتماعی
قصاید دینی
قصاید اجتماعی و سیاسی
قصاید مدحی شامل ۴ قسمت است ؛ 1- تغزل یا تشبیب 2- تخلص 3- متن اصلی 4- شریطه و دعا
بیت آغازین قصیده را «مطلع» می نامند و بیت پایانی را « مقطع» .
مطلع باید از لحاظ استحکام الفاظ و ترکیب ها و زیبایی و رسایی الفاظ از ابیات دیگر متمایز باشد .
گاهی قصیده دارای دو یا چندین مطلع می باشد و به عبارت دیگر چند بیت مصرّع دارد و این در هنگامی است که شاعر به جهت طولانی شدن قصیده و نقل از مطلبی به مطلب دیگر مطلعی نو آغاز می کند که به آن « تجدید مطلع » می گویند.
اولین جز قصاید مدحی نسیب /تشبیب یا غزل است :
1- تشبیب یا غزل : در اغلب قصاید مدحیه ، پیش از آن که شاعر وارد موضوع اصلی شود ، مقدمه ای که معولاً پنج تا ده بیت است ایراد می کند اگر این مقدمه رباره ی وضوعات عاشقانه و وصف می گساری و لهو ولعب باشد ، آن را « نسیب یا تغزل» گویند و اگر درباره ی موضوعات دیگری باشد ،« تشبیب »می نامند .
درصورتی که قصیده غزل یا تشبیب نداشته باشد ، آن را « مقتضب »( بازبریده ) می نامند .
2- تخلص یا گریز : ابیاتی است که شاعرشعر را با مهارت از تغزل به اصل مقصود خود منتقل می کند و چنان ماهرانه این کار را انجام می دهد که خواننده تصور می کند مدح ادامه ی تشبیب یا تغزل است .
3- تنه ی اصلی : که ممکن است مدح یا هجو و هر مطلب دیگری باشد که مقصود نظر شاعر است و شعر پس از گریز زدن به مدح برای نشان دادن پایه ی عظمت و جلال ممدوح خود از هر مضمونی استفاده می کند .
بعضی از شاعران به جای مدح به ستایش های عقیدتی از مردان دین و مذهب پرداخته اند و این عمل را « منقبت گویی » می گویند.
4- شریطه و دعا :
شعر در پایان مدح و هجو ممدوح خود ، او را دعا یا نفرین می کند . ( دعای خوب یا بد)
سیر تاریخی قصیده :
شعر فارسی با قصیده آغاز شد ، قصیده ای در مدح یعقوب لیث صفار ، دارای مضمونی ساده و لفظی بی پیرایه بود ، امّا نخستین قصیده ی کاملی که در شعر فارسی می وان از آن نام برد ، خمریه ایست از رودکی با مطلع :
مادر می را بکرد باید قربان / بچه ی او را گرفت و کرد زندان
قصیده ی رودکی داری تغزلیاست در ستایش شراب و سپس به مدح می پردازد .
قصاید اولیه در موضوعات محدودی بود که به تدریج مفاهیم ذهنی را دربرگرفت ، چنان که « چیستان» و « لغز» نیز وارد قصاید شد .
قصاید تمام مطلع :
به قصیده ای گفته می شود که همه ی ابیات آن مصرّع است . این نوع قصیده ز دوران سامانی به بعد در شعر راه می یابد .
عوفی از قصیده ای تمام مطلع سخن می گوید ، سروده ی « غزوانی لوکری» که تمام مصراع های آن قافیه دارد با این بیت آغاز می شود:
عبیدالله بین احمد وزیر سامانی می تابد شعاع دادش آن پر نور پیشانی
که ظاهراً قدیمی ترین قصیده ی تمام مطلعی است که سروده شده است . در دوره ی غزنوی و اوایل حکومت سلجوقیان ساختن قصاید تمام مطلع امری رایج است ، برای مثال منوچهری قصیده ای دارد که با این ابیات آغاز می شود ؛
ساقی بیا که امشب ساقی به کار باشد / زآن ده مرا که رنگش چون جلّنار باشد
می ده چهار ساغر تا خوشگوار باشد / زیرا که طبع عالم هم بر چهار باشد
هم طبع را نبیذش فرزانه وار باشد / تا نه خروش باشد تا نه خمار باشد
نی نی دروغ گفتم این چه شمار باشد / باری نبید خوردن کم از هزار باشد ؟
بده وریم روشن تا روزگار باشد / خاصه که باده وردن با بخت یار باشد
میر اجل که کارش یا کارزار باشد / یا در میان مجلس یا در شکار باشد ...
از قصیده سرایان پیشین می توان از فرخی ، عنصری ، منوچهری دامغانی ... و از میان معاصران ؛ ملک الشعرای بهار ، ادیب پیشاوری ، ادیب الممالک فراهانی، مهدی حمیدی ، مهدی سهیلی ، امیری فیروزکوهی و... را می توان نام برد.
منبع : انواع شعر فارسی اثر دکتر منصور رستگار فسایی
پی نوشت ها :
۱- سلام
۲- امام سجاد (ع) می فرمایند : « هر کس در زندگی راهنمای حکیمی نداشته باشد ، هلاک می شود .»
۳- خاطرات سالهای عمر من
گه نشاط انگیزو گه جانسوز بود
درشگفتم از شتاب زندگی
جمله عبرت خیز و پندآموز بود
از گذشته هرچه می آرم به یاد
زیر لب گویم : همین دیروز بود . ( مهدی سهیلی )
4- تا بعد ...

ولادت با سعادت دوازدهمین اختر تابناک آسمان ولایت و امامت
قالب های شعر کهن پارسی
نحوه ی قرار گرفتن قافیه در شعرهای سنتی قالب های متفاوتی پدید می آورد .
قطعه یکی دیگر از قالب های شعری است که ابیاتی در یک وزن و قافیه است که قافیه تنها در مصراع های زوج تکرار می شود بدون آن که مطلع آن مصرع باشد. قطعه وحدت موضوع دارد يعني از اول تا آخر ابيات ، درباره ي يك موضوع خاص است . قطعه از آغاز شعر فارسي ( قرن سوم ) با ظهور رودكي پديد آمده و تا روزگار ما ادامه دارد .
قطعه در وزن مخصوصی نیست و در تمام وزن های شعری حتی وزن رباعی سروده شده است ، ابیات آن از دو بیت بیشتر است و ممکن است به شصت بیت هم برسد ولی قطعه های خوب معمولاً بین دو و حداکثر پانزده بیت می بشد.
علّت نامگذاری قطعه آن است که ، گویی ابیات قطعه از میان یک قصیده یا غزل بیرون آورده شده باشد
ترقی قطعه سرایی در ایران از روزگار افول سلجوقیان آغاز شد و شاعرانی چون انوری و خاقانی قطعه های جالبی ساخته اند و ان را به حد کمال رسانیده تا آن جا که سرودن آن را فنّی در شعر می دانستند.و پس از آن شاعرانی چون ابن یمین در آن به استادی رسیدند و شهرت یافتند .
قطعه سرايان مشهور عبارتند از : انوري (قرن 6)، ابن يمين (قرن 8)، پروين اعتصامي (قرن 14)
سعدی و...
گلی خوش بوی در حمام روزی / رسید از دست محبوبی به دستم
به او گفتم که مشکی یا عبیری / ، که از بوی دلاویز تو مستم
بگفتا من گِلی ناچیز بودم ،/ ولیکن مدتی با گُل نشستم
کمال همنشین در من اثر کرد ،/ وگرنه من همان خاکم که هستم
علي باقرزاده،متخلص به بقا یکی دیگر از شاعران قطعه سرای معاصر است .
مرا سه كار ز كار جهان پند آمد / كه رغبتي نبود هرگزم به كار دگر
نخست خدمت صاحبدلان كه صحبتشان / دهد به جان و دل آرامش و قرار دگر
من و شراب فرح بخش صحبت دانا / كه مستي دگري دارد و خمار دگر
دوم سياحت آفاق و گردش گيتي است / مرا به روز غم و رنج غمگسار دگر
ز سير انفس و آفاق پخته گردد خام / دهد به مرد سفر، قدر و اعتبار دگر
سيم، كتاب كه چون همنشين او گردم / مرا به ديده پديد آورد بهار دگر....
پی نوشت ها :
۱- سلام
۲- میلاد یگانه منجی عالم بشریت ، حضرت مهدی (عج) گل بوستان امامت ، بر همه ی منتظران و دوستداران حضرتش مبارک باد .
۳- ای کاش که مشمول دعایش باشیم در ذکر قنوت و سجده یادش باشیم
آدینه به هر طلوع و صبح و سحرش چون منتظران چشم به راهش باشیم
4- پیامبر اکرم می فرمایند:« آگاه باشید که مهدی (ع) وارث تمام علوم ومحیط برهمه ی آن هاست
۵- امروز « روز جهانی مستضعفین » هم نامگذاری شده ، چرا با وجود این همه ذخایر و منابع در کشور اسلامی ما باید مستضعف باشه ؟
۶- امام علی (ع) هم می فرمایند : روزه ی ماه شعبان وسواس دل و پریشانی های جان را از بین می برد .
۷- منبع این پست ( قالب قطعه) ،کتاب انواع شعر فارسی اثر دکتر منصور رستگار فسایی و آرایه های ادبی سوم دبیرستان است .
8 - تا بعد ...

قالب های شعر کهن پارسی
نحوه ی قرار گرفتن قافیه در شعرهای سنتی قالب های متفاوتی پدید می آورد .
دوبیتی، شعری است چهار مصراعی، كه مصراع 1 و 2و 4 آن همقافیهاند و دارای یک معنی مستقل باشد ، گاهی مصراع سوم نیز قافیه دارد و بر وزن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیل میباشد. در مناطق مختلف ایران به نامهایی همچون بیت، بایاتی، بید، دو بیتو، كله فریاد، چهارپاره نامیده میشود. دوبیتی جدا از حوزههای شعر و ادب رسمی، در اعماق ذوق مردم عادی كوچه و بازار تولد یافته و از قالبهای كهن و خاص ایرانی است. تفاوت آن با رباعی در وزن و درونمایه و محتوای آن است.
به دوبیتی در قدیم به فهلویات تعبیر میشده است. که از این میان میتوان به فهلوی نامدار شیخ صفی الدین اردبیلی که به اردبیلی در سده هفتم و سده ی هشتم سروده شده، اشاره نمود. این نوع شعر در دوره ساسانیان نیز معمول بوده و آن را « ترانک» یا « ترانه » مینامیدند. در دوره ی سلجوقی باباطاهر همدانی دوبیتی های شورانگیزی در بیان مقاصد صوفیان می سازد و فهلویاتی با زبان لری ، بر سر زبان ها می افتد و در کتاب های ادبی نیز معمولاً فهلویات نامیده شده است و همین نام مبین قدمت این قالب شعر می باشد ؛ زیرا نشان می دهد که در وزن دو بیتی شعرهایی به زبان پهلوی و لهجه های رایج در نقاط مرکزی ایران مانند عراق و ری سروده می شده است . دوبیتی در قافیه بندی مانند رباعی است امّا در وزن با آن متفاوت است .
در میان شعرهای شهید بلخی یک دوبیتی زیبا وجود دارد که نشان می دهد این قالب شعری در دوره ی سامانی رواج داشته است :
اگر غم را چو آتش دود بودی جهان تاریک بودی جاودانه
در این گیتی سراسر گر بگردی خردمندی نیابی شادمانه
ببخشید این پست یه کم طولانی شد ، لطفا ادامه ی مطلب رو بخونید .

پی نوشت ها :
1- سلام :
2- سالروز ولادت حضرت علی اکبر (ع) و روز جوان را به همه ی جوانان ( دیروز ، امروز و فردا ) ایران اسلامی تبریک می گویم .
3-
میان باغی ازگل دلبرآمد / زنسل یاس یک نیلوفرآمد
چوبانوی مدینه زاد او / همه گفتند که پیغمبرآمد
5- وقتی خدا برای قومی نیکی خواهد ، دانایان شان را زیاد و نادان هایشان را کم می کند. ( حضرت محمد
(ص). خدایا به ما دانایی عطاکن .
6- تا بعد ...
قالب های شعر کهن پارسی
نحوه ی قرار گرفتن قافیه در شعرهای سنتی قالب های متفاوتی پدید می آورد .
آنان که محیط فضل و آداب شدند در جمع کمال شمع اصحاب شدند
ره زین شب تاریک نبردند برون گفتند فسانه ای و در خواب شدند
رباعی یا چهار گانی ، عبارت از دو بیت است که قافیه ی مصراع اول و دوم و چهارم آن رعایت شده و بر وزن( مفعول و مفاعلن مفاعیلن فع ) می باشد هم وزن « لاحول ولا قوّه الا بالله » .
رعایت قافیه در مصراع سوم اختیاری است .
کلمه ی رباعی منسوب به رباع به معنی چهارگانی یا چهارتایی می باشد و چون این شعر در وزن های عرب چهار بیت محسوب می شود ، آن را در قدیم چهاربیتی نیز می گفته اند ؛ همان کاربرد را در فارسی نیز داشته است و بعضی نیز چنین گفته اند : که چون رباعی از چهار مصراع تشکیل یافته است آن را بدین اسم خوانده اند .
شمس قیس رازی ، قالب رباعی را مخصوص ایرانیان و از مخترعات آنان می شناسد و به وجودآوردن آن را به رودکی نسبت می دهد .
با توجه به گفته ی شمس قیس رازی و نمونه های موجود در دوره ی آغازی شعر فارسی ، می توان دریافت که قالب رباعی از نخستین قالب هایی بوده که در شعر پارسی مورد توجه قرار گرفته است و شاعران بزرگی چون ؛ رودکی ، شهید بلخی و طاهربن فضل و ابونصر فارابی ، رباعی های زیبایی ساخته اند.
دردوره ی غزنوی رباعی سازی م چنان مورد توجه بوده و برای طرح تمام معانی بکر فکری و ادبی به کار می رفته است و از مشخصات ظاهری این رباعی ها این است که معمولاً هر چهار مصراع قافیه دار بوده است ، از همین دوران مضامین عرفانی وارد رباعی می شود و ابوسعید ابوالخیر رباعیاتی سروده است که در مقدمه ی اسرار التوحید آورده شده است :
جانا به زمین خاوران خاری نیست کش با من و روزگار من کاری نیست
با لطف و نوازش جمال تو مرا در دادن صد هزار جان عاری نیست
امّا تحول عمده در رباعی سازی ایرانی ، تکامل و اوج آن و ورود اندیشه های عمیق فلسفی در آن با ظهور خیام نیشابوری اتفاق می افتد .
خیام ( متوفی به سال 517 ه ق ) مردی حکیم و ریاضی دان و فیلسوف است ، وی رباعی را به چنان کمالی می رساند که پس از وی هیچ کس چیزی بر آن نمی افزاید . رباعیاتی که امروز نسوب به خیام در دست ماست ، همه سروده ی او نیست ، بلکه در طول زمان با توجه به مشرب فلسفی و اجتماعی خیام ، دیگران رباعیاتی ساخته اند و به او منسوب شده است .
به طور کلی رباعیات خیام ( مستقیم یا غیر مستقیم ) برگرد یک محور اساسی فکری دور می زند ، یک اندیشه ی معین که حکیم فرزانه را می آزارد و در صورت دلتنگی ، این اندیشه به سراغ وی می آید و موجب می شود ، او اندیشه ش را به زبان شعر بیان کند.
اگر این محور اساسی شناخته شود ، بازشناختن رباعی خیام از آن چه به نام او منسوب شده کار راحتی است و کلید حل این مشکل به دست می آید.
محور اسای فکر خیام نگرانی او از مرگ است نه به صورت ترسی ذاتی که مردم نادان از آن دارند ، بلکه خیام ب مرگ و نیستی به صورت یک فاجعه دردناک می نگرد ..و او را دریغ می آید که این همه صورت های زیبا و سر و دست نازنینان .. در گرداب مرگ فرو رود .
رباعیات زبان فارسی علاوه بر اندیشه های فلسفی ، مضامین عارفانه ، عاشقانه ، پند و اندرز را نیز در خود جای داده اند :
اسرار ازل را نه تو دانی و نه من و این حرف معما نه تو خوانی و نه من
هست از پس پرده گفت و گوی من و تو چون پرده برافتد نه تو مانی و نه من
از روی حقیقتی نه از روی مجاز ما لعبتکانیم و فلک لعبت باز
بازیچه همی کنیم بر نطع وجود رفتیم به صندوق عدم یک یک باز
ای دوست غم جهان بیهوده مخور بیهوده غمان دهر فرسوده مخور
چون بود گذشت و نیست نابود پدید خوش باش و غم بوده و نابوده مخور
پی نوشت ها :
۱- سلام :
و دیگر هیچ ... تا بعد ...
ده مژده که ماه شعبان آمد
میلاد چهار نور تابان آمد
سجاد و ابوالفضل و حسین بن علی
مهدی (عج) گل حیّ باغ سبحان آمد
بر شیر خدا و نسل شیرش صلوات
بر فاطمه و پور دلیرش صلوات
میلاد حسین است و ابوالفضل و علی
بر شاه و ولیعهد و وزیرش صلوات
نحوه ی قرار گرفتن قافیه در شعرهای سنتی قالب های متفاوتی پدید می آورد .
مثنوی :
مثنوی به معنی دوگانگی است و عبارت است از اشعاری که در وزن یکی باشند ، امّا هر بیت آن دارای قافیه ای مستقل باشد.
چون هر بیت مستلزم دو قافیه است و هر دو بیت مقفی ( قافیه دار ) است ، آن را مثنوی نامیده اند ؛ منسوب به کلمه ی مثنی مرادف اثنین که به معنی دوتا یا دوگانی است .
کلمه ی مزدوج را نیز به همین معنی به کار برده اند .
تعداد ابیات و اوزان مثنوی نامحدود است و به این سبب این نوع شعر را اکثر برای ساختن تواریخ و قص و افسانه های طولانی به کار می برند ، چون هر بیت قافیه ای مستقل دارد و محدودیت قافیه برای سراینده پیش نمی آید.
در ایران توجه به مثنوی سرایی از قدیم ترین ادوار آغاز شده است و شاعران اشعاری کوتاه یا بلند در این قالب سروده اند و شاهکارهایی چون ؛ شاهنامه ی فردوسی ، منطق الطیر عطار ، بوستان و حدیقه الحقیقه رذا پدید آورده اند .
درون مایه های مثنوی چهار گونه است :
1 - تاریخی و حماسی مانند شاهنامه ی فردوسی
2- اخلاقی و تعلیمی ، همچون بوستان سعدی
3- بزمی و عاشقانه ، مانند خمسه ی نظامی
4- عرفانی ، مانند خمسه ی نظامی
سیر تاریخی مثنوی سرایی :
توجه فراوان ایرانیان به این نوع شعر ، نشان می دهد که شعر فارسی راه استقلال را در پیش گرفته و از این قالب که با ذوق و روحیه ی مردم ایران بسیار سازگار بوده است ، ایرانیان بیشتر استفاده کرده اند ؛ زیرا در ادب عرب این قالب چندان مورد توجه و دل پذیر نبوده و هرگز شاهکاری نظیر آن چه در ادب پارسی پدید آمده است در این قالب ( به زبان عربی )به وجود نیامده است .
از دوره ی سامانی ، رودکی با سرودن چند مثنوی به نام های کلیله و دمنه و سندبادنامه و عرایس النفائس و ابوالموید بلخی هر یک با خلق دو مثنوی بلند راه را برای مثنوی سرایی هموار کرده اند .
در دوره ی غزویان نیز مثوی هایی سروده شده که گل سرسبد همه ی آن ها شاهنامه ی فردوسی سروده ی حکیم ابوالقاسم فردوسی می باشد.
مثنوی عاشقانه یویس و رامین در دوران حکومت سلجوقیان توسط فخرالدین اسعد گرگانی سروده شده است . و از مثنوی های حکمت آمیز می توان به « روشنایی نامه » و « سعادت نامه » منسوب به ناصر خسرو را نام برد .
از همین دوره ،با سرودن مثنوی « حدیقه الحقیقه » سنایی دوره ی مثنوی سرایی عرفانی آغاز می شود که مورد تقلید عطار در مثنوی های « الهی نامه ،اسرارنامه ، مصیبت نامه » و سپس مولانا جلال الدین بلخی « مثنوی » قرار می گیرد و در قرن هفتم بر روش آن ، سعدی شیرازی مثنوی چاویدان « بوستان » را می سازد .
نو آوری در مثنوی سرایی :با توجه به تعریف هایی که از قالب مثنوی در شعر فارسی شده است ، این نکته خاطر نشان می گردد که بعضی از شاعران مثنوی سرا در دوره های مختلف ، به منظور اثرگذاری بیشتر بر خوانندگان و گریز از یکنواختی کلام خود دست به ابتکارهایی زده و با داخل کردن غزل و قصیده در مثنوی و یا وزن های متنوع فضای مطلوب تری را در شعر خود ارائه نموده اند.
عیّوقی نخستین نو آور :
این امر نخست در منظومه ی ورقه و گلشاه اثر عیّوقی به کار گرفته شده است .
در این داستان که در قرن پنجم سروده شده چند بار غزل هایی در وزن بحر متقارب ( بحر اصلی مثنوی ) در داستان به کار گرفته شده است و غزلی در میان مثنوی گنجانده است .
ابتکار عیّوقی در قرن هفتم مورد توجه امیر خسرو دهلوی قرار گرفت و قران السعدین را سرود .
و بعد از آن ها کسانی چون ؛ عبید زاکانی در عشاق نامه ، کاتبی نیشابوری در مجمع البحرین و تجنیسات و اهلی شیرازی در مثنوی « سحر حلال » و ابن عماد شیرازی شاعر قرن هشتم در « ده نامه » که از معروف ترین آثار منظوم قرن هشتم است ، به این شیوه روی آورده اند .
نمونه ای از غزل در مثنوی از کتاب « ورقه و گلشاه عیّوقی »:
چو در طلعت و قامتش خیره ماند / نوازیدش و پیش خود در نشاند
زشادی یکی شعر آغاز کرد / به دل در ، در خرمی باز کرد
بدوگفت ایا لعبت خوبچهر / دلم بسته کردی تو در بند مهر
« ایا ماه گل چهر دل خواه من / دراز از تو شد عمر کوتاه من
اگر وصل من درخور آید ترا / نهد بخت بر مشتری گاه من
منم شاه گردنکشان جهان / تو شاه ظریفانی و ماه من
گرم در چه غم نخواهی فکند / چرا کندی انئر زنخ چاه من »
چنین گفت آن گه به فرمان بران / بیارید هین بدره های گران
بیارید پیشم کنون تاج زر / دو صد تخت دیبا و عقد گهر ...
پی نوشت ها :
1- سلام
2- بالاخره معنی امنیت رو هم فهمیدیم ؛ سه روز پیش دو نفر با سر روی پوشیده به کارگاه بلوک زنی برادرم رفته و با تهدید اسلحه سوییچ ماشین و پول ها و تمام مدارک رو گرفته و بردند ، ولی خدا را شکر امروز ماشین را در یکی از خیابان ها پیدا کردند ، در حالی که پولها را برداشته بودند .
3- این هم یه نمونه ی دیگه از مثنوی های جدید سروده شده :
« شعر پیر خرد سروده ی هاشم جاوید »
پیر خرد یک نفس آسوده بود
خلوت فرموده بود
کودک دل رفت ، دو زانو نشست
مست مست
گفت ترا فرصت تعلیم هست ؟
گفت هست ؟
گفت که ای خسته ترین رهنورد
سوخته و ساخته ی گرم و سرد
بر رخت از گردش ایام گرد
چیست برازنده ی بالای مرد ؟
گفت درد!
گفت چه بود این همه دانندگی ،
راست ترین راستی زندگی ؟
پیر که اسرار خرد خوانده بود
سخت در اندیشه فرومانده بود
ناگه از شاخه ای افتاد برگ
گفت : مرگ .
4- تا بعد ...



