روز یکشنبه 27 اردیبهشت
شرکت در نماز جماعت صبح و همراه با اعضای کاروان بازدید از کوه احد و قبرستان احد بود ، کوهی که پیامبر و یارانش در پناه آن به مبارزه با قریش پرداختند و در نهایت با شایعه ی کشته شدن پیامبراکرم
گروهی از سربازان که محافظان تپه ی مقابل کوه بودند به طمع کسب غنایم جنگ ، آن منطقه را رها کردند و باعث شکست مسلمانان شدند.
مسجد قمامه و مسجد علی بن ابی طالب (ع) و به گفته ی روحانی کارون در گوشه گوشه ی این خاک مقدس جای پای حضرت علی (ع) در کنار پیامبر به چشم می خورد . این مسجد کوچک که درب آن بسته مانده و ما مجبور بودیم از پشت درب های بسته به درون آن نگاه کنیم ( نشانگر عصبیت سنی های متعصب و وهابیونی است که نمی خواهند اثری از علی (ع) و آل علی (ع) باقی بماند. این مسجد در مناخه،در نزديكى مصلى وجود دارد و گويا امام در آنجا(در جريان محاصره عثمان)نماز عيد را برگزار كرده است.
روز دوشنبه ادامه ی زیارت دوره و بازدید از هفت مسجد :
ساعت 6 صبح همه در سالن هتل جمع شده و آماده ی حرکت بودیم .
اولین مکان بازدید،محل وقوع جنگ خندق است .خندق ( احزاب)جنگی که نقش مهمی درزندگی سیاسی مسلمین داشته است. آن جا که تدبیر هوشمندانه ی سلمان فارسی و شجاعت و دلیری حضرت علی (ع) را به وضوح نمایان می سازد.
در شمال غربي شهر مدينه در عربستان در دامنه غربي کوه سلع ، تعدادي مسجد وجود دارد که آنها را مساجد سبعه ( مساجد فتح يا مساجد خندق ) مي نامند. اين کوه مشرف بر خندقي بوده است که مسلمانان در جنگ احزاب در شمال مدينه حفر کردند. مساجد موجود در دامنه سلع هفت مسجد هستند که عبارتست از : 1) مسجد فتح 2) مسجد سلمان 3) مسجد امام علي بن ابيطالب (ع) 4) مسجد ابوبکر 5) مسجد فاطمةالزهرا (س) 6) مسجد عمر 7) مسجد ذوقبلتين
مهمترين مسجد از مساجد فتح مسجدى است كه به نام مسجد فتح يا مسجد الاعلى و مسجد الاحزاب شهرت دارد.اين مسجد بر روى كوه واقع شده است.
مسجد فتح بر روى كوهى قرار گرفته كه پشت آن كوه مسير حفر خندق در جنگ احزاب بوده است.در واقع اين كوه محل استقرار رسول خدا-ص-در جريان جنگ احزاب بوده است. در آن مكان حضرت نمازهاى يوميه خود را مىخواندهاند و بعدها مانند موارد ديگر اين مكان به مسجد تبديل شده است. نكته مهم آن است كه حضرت در اين مكان دعا براى پيروزى سپاه كردند و اين دعا مستجاب شد.روايتشده است كه حضرت در روز دوشنبه دعا كردند و چهار شنبه شب بود كه دعاى حضرت مستجاب شده و احزاب شكستخورده مدينه را ترك كردند.
اين مسجد كه نام ديگر آن مسجد الاعلى بوده از همان آغاز مورد عنايت مسلمانان بوده است. در اين مسجد،بنا به نقل ابن شبه،دقيقا محلى كه رسول خدا-ص-در آنجا دعا كردهاند،به صورت استوانهاى در صحن مسجد مشخص بوده است. . مسجد فتح حدود 24 متر مربع و ارتفاع آن حدود سه متر است.
مسجد سلمان فارسی یکی دیگر از این هفت مسجد کوچک است که با همان بنای قدیمی بر پاست ، با دیوارهایی گچی و حیاطی مفروش شده با تکه پاره هایی به اسم گلیم .
از ميان شش مسجد موجود ، مسجدى نيز اختصاص به على بن ابى طالب-ع-دارد.آنچه از مساجد سبع در متون قرون نخستين هجرى ياد شده،تنها مسجد فتح،مسجد سلمان و مسجد على بن ابى طالب-ع-است.برخى از محققان بر آنند مسجدى كه اكنون به نام ابوبكر شهرت دارد همان مسجد على-ع-است،كما اين كه مسجدى كه با نام مسجد على-ع-شناخته مىشود،مسجد ابو بكر است.
پايينتر از مسجد سلمان،مسجد ابوبكر قرار دارد.اين مسجد نيز بر زمينى مرتفع قرار گرفته كه با پشتسر گذاشتن چند پله مىتوان به آن رسيد.ساختمان اين مسجد،همانند مسجد فتح از دوره عثمانى باقى مانده است و اصلاحاتى در آن صورت گرفته است
«مسجد فاطمة الزهراء» جزو مساجد سبعه مي باشد و در جنوب غربى محوطه مساجد فتح ، درمنطقه احزاب قرار دارد .
به بهانه ازدحام زياد جمعيتِ زن و مرد نمازگزار در اين مسجد، در سال 1419 درِ مسجد با بلوک هاى سيمانى مسدود شده و مردم در بيرون آن نماز مى خوانند.
مسجد ديگر اين منطقه كه پايينتر از مسجد ابو بكر(جنوب شرقى آن)قرار گرفته،مسجد منسوب به عمر است.به نوشته يك محقق،تا قرن نهم هجرى،هيچ نشانى از اين مسجد در منابع ديده نشده است.هم او احتمال قريب به يقين داده كه مسجد اندكى قبل از سال 1303 قمرى ساخته شده است.مساحت مسجد عمر 123 متر مربع است.به نام همين خليفه مسجدى نيز در مناخه وجود دارد.
در سال دوم هجري ، هنگامي که پيامبر در نماز ظهر به رکعت دوم رسيده بود ، آيات 142 تا 150 سوره بقره مبني بر تغيير قبله نازل گشت .
« فول وجهک شطر المسجد الحرام »؛ اي پيامبر ! صورت خود را به سوي مسجد الحرام بر گردان .
آن حضرت دو رکعت نماز باقي مانده از ظهر را به سوي مسجد الحرام اقامه فرمودند . به همبن دلیل آن را « ذوقبلتین » نامیدند . در اين مسجد ، به ياد بود اين تغيير ، دو محراب به سوي قبله نخستين « بيت المقدس » و قبله دوم ساخته بودند ، امّا در بازسازي اخير آنها را برداشته اند .
پس از بازدید از هفت مسجد هنگام نماز ظهر در کار مسجد قبا بودیم و نماز ظهر را آن جا اقامه کردیم ( البته به صورت فرادا ) .
هنگامی که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم از مکه به سوی مدینه هجرت میفرمود، پیش از وارد شدن به مدینه، مدت کوتاهی در قبا منتظر علی بن ابیطالب علیه السلام ماند. میزبان رسول خدا در قبا مربدی در کنار خانه خود داشت.
رسول خدا آن زمین را از او گرفت و در مدت اقامت خود در قبا، در آن مسجدی بنا کرد که به مسجد قبا معروف شد. خود پیامبر نیز در کار ساختن آن مسجد شرکت میفرمود و سنگ و مصالح میآورد. هنگامی که قبله مسلمانان از مسجد الاقصی به کعبه تغییر یافت، رسول خدا خود محراب جدید آن را به سوی کعبه ساخت.
پیامبر پس از سکونت در مدینه نیز گاه سواره و گاه پیاده به آنجا میرفت و در آن نماز میخواند. او همواره بر فضیلت و شرافت این مسجد تأکید میکرد و میفرمود:«به جا آوردن دو رکعت نماز در مسجد قبا پاداش یک عمره را دارد.»
بسیاری از مفسران گفته اند که آیه 108 و 109 سوره توبه اشاره به مسجد قبا دارد:«لمسجد اسس علی التقوی من اول یوم احق ان تقوم فیه، فیه رجال یحبون ان یتطهروا و الله یحب المطهرین. افمن اسس بنیانه علی تقوی من الله و رضوان خیر ام من اسس بنیانه علی شفا جرف هار فانهار به فی نار جهنم و الله لا یهدی القوم الظالمین «
« مسجدی که از روز نخست بر پایه تقوا بنیان نهاده شده، سزاوارتر است که در آن (به نماز) بایستی. در آن (مسجد) مردانی هستند که دوست دارند پاکیزه باشند؛ و خداوند پاکیزگان را دوست دارد. آیا کسی که شالوده آن را بر پرهیز از خدا و خشنودی او بنا کرده بهتر است، یا کسی که پایهاش را بر کنار پرتگاهی سست قرار داده که (به زودی) در آتش جهنم فرو می ریزد؟! و خداوند گروه ستمگران را هدایت نمی کند. » و ادامه ی برنامه بازگشت به هتل و صرف ناهار و استراحت .
بعد از ظهر روز دوشنبه هم به بقیع رفتیم و برای بار سوم قبور مظلوم بقیع را زیارت کردیم . و شرکت در جلسات روزانه ی کاروان .
سه شنبه 29 اردبپیبهشت رفتن به مسجد النبی و زیارت روضه ی رضوان و باز هم زیارت بقیع و ...
در بعد از ظهر روز 29 به مسجد مباهله رفتیم ولی به دلیل این که وقت نماز نبود در مسجد را بسته بودند .
چهارشنبه 30 اردیبهشت :
طبق برنامه ی روزانه شرکت در نماز صبح درمسجد النبی صرف صبحانه ، شرکت در جلسات روزانه کاروان و سخنان حاج آقا درباره ی رفتن به مسجد شجره و محرم شدن و... بعد ازجلسه برای نماز ظهر و زیارت روضه ی رضوان به مسجد النبی رفتیم و بعد ازظهر آن روز زیارت وداع با حضرت محمد(ص) و ائمه ی بقیع
پنج شنبه 31 که برای آخرین بار مرقد مطهر حضرت محمد (ص) و ائمه ی بقیع ر زیارت کردیم و بعد از صرف ناهار آماده ی رفتن به مسجد شجره و احرام بستن شدیم . در ساعت 4 بعد از ظهر همه ی کاروان ( توسط آقای یگانه مسئول اجرایی هتل از زیر قرآن رد شدیم ) و با اتوبوس هایی که از قبل آماده شده بود به سوی مسجد شجره حرکت کردیم . نزدیک اذان مغرب در مسجد شجره توسط بانوانی که برای این کار فرستاده شده بودند ، تلبیه را گفتیم و مُحرم شدیم .

لبیک اللهم لبیک ، لبیک لاشریک لک لبیک ، ان الحمد و نعمه لک و الملک ، لاشریک لک لبیک .
پی نوشت ها :
1- سلام
2- همان طور که قول داده بودم قسمت دوم سفر معنوی رو نوشتم امیدوارم از خواندن آن لذّت ببرید .(که البته بیشتر توضیحات مربوط به مناطق زیارتی مدینه است )
3- این هم از انتخابات .... که گذشت .
4- هر گل که به طرف گلستان می خندد
بر وضع جهان گذران می خندد
این غمکده چون درخور غم خوردن نیست
با تنگدلی ، غنچه از آن می خندد (رهی معیری )
5- این نیز بگذرد...
6- تابعد...

با سلام :
در روز 13 اردیبهشت درحالی که روز قبل به ما خبر داده بودند که ویزای شما صادر نشده با چشمانی اشک بار مادر و گروه حجاج را بدرقه کردیم و با دلی تنگ به خانه برگشتیم . همان شب از تلویزیون اعلام شد که مشکل زائرانی که ویزای آن ها صادر نشده است به زودی رفع خواهد شد.
بالاخره 18 اردبیهشت ماه با من تماس گرفته شد و گفتند که ویزای شما صادر شده است در صورت تمایل می توانید با چند تن از همشهریان و دیگر حجاج استان همراه شوید .از آن جایی که در گروه دفتر زیارتی فجر 40 تن از زائران جا مانده بودند ، بعضی از افراد انصراف خود را از سفر اعلام کرده بودند و تنها 12 نفر از ما قصد سفر با این کاروان را داشتیم .
روز جمعه 25 اردیبهشت 1388 بانگ رحیل سرداده شد . ساعت 11 صبح با حضور در دفتر زیارتی فجر با اقوام و نزدیکان خداحافظی کرده و به سوی شیراز حرکت کردیم .
ساعت 2 بعد از ظهر به فرودگاه رسیدیم و متوجه شدیم که سرپرست کاروان با ما نیست و ما در مدینه آن ها را ملاقات می کنیم .
کاروان جامانده از گروه اعزامی حجاج دفاتر زیارتی استان در یک گروه 120 نفره با کاروان رئوف شیراز به سرپرستی حاج آقا« اباذرفرد» و معاونت جناب آقای « یادداشت » همراه با حاج آقا « سیدمسعودحق خواه» روحانی کاروان ، با پرواز ساعت 5/5 بعد از ظهر به مقصد مدینه النبی اعزام شدیم.
( البته آقایان اباذرفرد و یادداشت و حق خواه هر کدام از کاروانی از استان برگزیده شده بودند) که ایشان با کاروان قبل از ما اعزام شده بودند و به این علت که ما بدون برنامه ریزی قبلی فرستاده شده بودیم این آقایان را آن جا نگه داشته بودندتا سرپرستی گروه ما را برعهده بگیرند .
هواپیمای مسافربری ایران ایر ساعت 8 شب در فرودگاه مدینه بر زمین نشست و ما تازه آن جا بود که همسفران خود و سرپرست کاروان آقای اباذر فرد را شناختیم و با یکدیگر به سمت هتل اویسس حرکت کردیم . بعد از گذشتن از یکی دو خیابان با دیدن گلدسته های مسجد النبی اشک شوق همسفران جاری شد و در همان دم هر کس به یاد ملتمسین دعا افتاده بود و با حالتی زمزمه وار با خدا راز و نیاز می کرد با چنین حالت خوشایندی به هتل رسیدیم .
شب به هتل رسیدیم و چند ساعتی معطل شدیم تا اتاق هایمان را تحویل مان دادند.
خانم مهدوی نژاد هم اتاقی من دختری مهربان و خوب بود که از همان ابتدای سفر به او علاقه مند شدم و با خوشحالی هم اتاق بودن با او را پذیرفتم .
به علت خستگی زیاد هرکسی بعد از صرف شام به اتاق ها رفتیم و استراحت کردیم و طبق قراری که با همشهریان داشتیم ساعت 2 شب بیدار شده و به مسجد النبی رفتیم .
چه بگویم از آن شور و شعفی که در اولین لحظه ی دیدن مسجد النبی به ما دست داد ، به خصوص کسانی مانند من که اولین سفرشان بود .
بعد از نماز صبح به هتل برگشتیم و صبحانه را در محیطی صمیمی صرف کردیم و سپس روحانی کاروان و جناب اباذر فرد نکاتی درباره ی برنامه های کاروان بیان کردند و قرار بر این شد که همه ی افراد کاروان برای آشنایی بیشتر با محیط اولین روز را با هم باشند ، پس همه با هم باز به مسجدالنبی رفتیم و موقعیت هتل و وسایل نقلیه برای رفت و آمد افراد کاروان مشخص شد و زیارت در مسجد النبی و خواندن نماز ظهر همراه با جماعت و برگشت به هتل جهت صرف نهار .
بعد از نهار استراحتی چند ساعته داشتیم و بعد از ظهر هم برای بار سوم به مسجد النبی رفتیم و بقیع را زیارت کردیم .
هر کسی به این سفر روحانی رفته باشد می تواند حال ما را درک کند ، با دیدن بقیع مظلومیت امامان شیعه بیش از پیش آشکار می شود .
همراه با اعضای گروه زیارت نامه ها و دعای توسل و زیارت آل یاسین را ( با اضطراب ) خواندیم و از دور قبور مطهر را زیارت کردیم .
ادامه دارد ...
پی نوشت ها :
1- سلام
2- بالاخره امتحانات و مدرسه به سلامتی پایان یافت و می تونم یه نفس راحت بکشم .
3- خوشحالم که زحماتم نتیجه داده و دانش اموزان خوبم با تلاش و جدیت درس خونده بودند و هیچ تجدیدی نداشتم ( حتی بزرگسالان ) و این بهترین هدیه برای من بود.
4- اولین پست مربوط به سفرم رو نوشتم ، امیدوارم تونسته باشم حق مطلب رو ادا کنم و شما هم از خوندنش لذت ببرید.
5- خدا آخر و عاقبت مون رو ختم به خیر کنه ، ببینیم انتخابات کارش به کجا کشیده می شه.
6- من که هنوز نتونستم خودم رو متقاعد کنم که به کی باید رای بدم ولی برای رفع تکلیف بالاخره یکی رو انتخاب می کنم .
7- این هم یه شعر انتخاباتی :
همه جا حرف انتخابات است / آنکه سرچشمه بلیّات است
گرم گردد بساط مهمانی / پر شود شهر از سخنرانی
سروگردن کشید فرماندار / که مرا هست رونق بازار
کارها دست انجمن باشد / انجمن زیر حکم من باشد
که رساند به گوش دولت ما / این سخن را زسوی ملت ما
گر که این وضع انتخابات است/ انتخابات، افتضاحات است
8- شعر بالا سروده ی آقای صادق سرمد است.
9- تا بعد ......

او را میان آینه دیدم
دست و ترنج و طمع را
در حیرتی شبانه بریدم
هرگز برون آینه آیا
او را ظهور و نور و نما هست؟
آیا حضور دیگری او را
جز در میان آینه ها هست؟
عمری در این سئوال تپیدم
آیینه جویبار ازل شد
صحرای پر غزال و غزل شد
او را میان آینه ی دل
او را میان قلب شکسته
او را میان آینه دیدم .
پی نوشت ها :
1- سلام
2- ممنون از الطاف دوستانی که در این مدت محبّت داشتند و اظهار لطف نمودند .
3- نایب الزیاره بودم ، اگر خدا قبول کنه .
4- جای همه ی شما سبز . ان شاء الله خدا قسمت شما هم بکنه .
5- به زودی گزارشی کوتاهی از این سفر معنوی رو خواهم نوشت .
6- الهی شکر :
یارب سپاس و شکرت بی حد و مر شمارم / یزدان کنم ستایش میلیاردها هزارم
یارب چو بخشش تو نی می توان شمردن / لطف و محبتت را قلبا همی شمارم .
7- تا بعد ...


